تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

گرگیشو
امشب گرگیشو است

ظاهرا این سنت فقط تو دیر هست. برسم مالوف عهد قدیم باید امروز ۲۰۰ کلیومتر بکوبیم بریم دیر. اگه تونستم عکس می گیرم.

این مطلب در ۱۷ آبان ۸۲ تو این مرحوم وبلاگ قدیم درج کرده بودم. چون هنوز برام حس اون سالها رو داره دوباره اینجا می ذارمش

شنبه، 17 آبان 1382، ساعت6:53

مي با جوانان خوردنم باري تمنا مي كند

تا كودكان در پي فتند اين پير درد آشام را

 

يادش بخير او قديما

هفده هيجده سال پيش

اون موقع كه ماه رمضون كه مي اومد خوشي هاي ما هم شروع مي شد

از شب اولش گرفته كه جلو مسجد كايم كايمو و سنگ چخمك بازي مي كرديم

تا سيزدهم چهاردهم كه نق زدنمون سر مامان شروع مي شد

-        آآآ.....كيسه ي گرگيشويي ....

يادمه روز چهاردهم كه مي شد مامان چرخ خياطيشو بيرون مي آورد

دو تيكه پارچه رو هم مي نداخت و شروع به دوختن كيسه ي گرگيشويي مي كرد

عصرش هم بابا مي رفت بازار و يه مشت گرگيشو مي خريد كه شب از بچه ها پذيرايي كنه

شب پونزدهم همين كه اذون مغرب تموم مي شد سروصداي بچه ها بلند مي شد

سريع كيسه ي گرگيشويي رو برمي داشتيم و مي ريختيم تو كوچه هاي خنيا و دسته دسته دور هم جمع مي شديم و با هم مي خونديم :

          گرگيشو سي فردشو دكله بشو

سال بالايي‌هامون كه يه چند واحد گرگيشو بيشتر از ما پاس كرده بودن و تجربشون بيشتر بود به قول خودشون شروع مي كردن به عربي خوندن :

گرگه آن گرگه آن خلي ولي رمضان

بعد از اينكه تو كوچه هاي خنيا دور مي زديم و بچه ها رو پيدا مي كرديم دسته دسته مي رفتيم تو خونه اهالي محله .

-        گرگيشو هن ؟

خونواده ها هم كه از قبل گرگيشو رو آماده كرده بودند از ما پذيرايي مي كردن و كيسه هاي ما رو پر مي كردند . ما هم برا تشكر از اونا همه با هم مي خونديم

خونه ي گچي پر همه چي

اگه خونه اي بود كه يه خورده دير مي رفتيم و گرگيشوهاشون تموم شده بود داد مي زديم

خونه ي گدا هيچي ش ندا

خونه ي دراز ( گراز) پر گ.... گراز

آخر شب هم كه كيسه‌هامون پر مي‌شد و مي خواستيم بيايم خونه اگه حس و حالش بود مث شباي قبل سنگ در خونه ها رو مي زديم و د بدو .... وقتي هم كه مي رسيديم خونه طبق معمول مشهدي شمسو زودتر از خودمون در خونه‌مون بود كه : بچاتو سنگ در سرامو شو زتن ....

 

مراسم گرگيشو (گره گشا) مراسمي است كه در شب 15 ماه مبارك رمضان در بندر دير برگزار مي گردد. ( از بقيه شهرهاي استان اطلاعي ندارم ) در اين مراسم بچه ها كيسه هايي موسوم به كيسه ِي گرگيشويي در دست مي گيرند و با خواندن شعرهايي كه در بالا اشاره شد به خانه هاي اهالي محل مي روند و خانواده ها نيز با ذرت ، شيريني ، شكلات و ... از آنها پذيرايي مي كنند. مردم بندر دير معتقدند كه اين مراسم يكي از مراسمات پرخير و بركت است كه باعث افزايش رزق و روزي و باز شدن گره از مشكلات مي شود و به همين سبب آن را گرگيشو يا گره گشا نامگذاري كرده اند. 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 11:8  توسط ابریمو |