تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

به بهونه کوش می شیم تو هوش
می گن وقتی خیلی خوشگل می شه گزرو می آد سراغش
اون موقع یادش می آد که یه خورده حساب باش داشته و می آد که طلبش رو پس بگیره

گزرو در زبان و فرهنگ دیر به صورت خاص اسم سایه ای هست که در موقع ماه گرفتگی روی ماه می افته
و در معنای عام به خود ماه گرفتگی اطلاق می شه

داستان از این قراره که جناب گزرو دوکرش (دو قران) از ماه طلب داره
البته این طلب مربوط به آباء و اجدادش می شه که الان به اون به ارث رسیده و ماه باید این بدهی رو به گزرو پرداخت کنه
ماه بیچاره هم که پول نداره به خاطر همین گزرو هم می آد و بلوری(گلوی) ماه رو می گیره
البته الان می گن که نه طلبی در کار هست و نه گزرویی
میگن زمین بین ماه و خورشید قرار می گیره و سایه زمین روی ماه می افته و چون نور خورشید نمی رسه اون قسمت تاریک می شه
گیرم که نود ونه درصد این حرف درست باشه
خوب ما اگه یک درصد هم احتمال می دادیم که ماه بدهکار هست وظیفه داشتیم که بهش کمک می کردیم
به خاطر همین وقتی در شب های مهتابی که ماه گرفتگی می شد همه دو ریالی و پنج ریالی دست می گرفتیم و تو کوچه ها
به سمت آسمون پرتاب می گردیم و تو قوطی و دله و پیت حلبی چوب می زدیم و می  خوندیم

گزرو مه ولاکو
مه چارده ولاکو

خلاصه انقدر می زدیم و تو کوچه ها می گشتیم تااینکه گزرو از بین این پول ها یه دوکرشی رو برمی داشت و ماه زیبا رو ول می کرد

مدتی بود نیومده بودم. ماه گرفتگی امشب بهونه ای شد که عرض ادبی کنم. تو این مدت یه پام بوشهر بوده
یه پام تهران. میگن خوش به حال اصفهانیا.
دو هفته قبل هم رفتم جمکران. جاتون خالی.راستی میلاد امام زمان مبارک.
اتفاق تلخی که افتاد در گذشت فرماندار دیر بود که تو حادثه تصادف فوت کرد و شهر رو عزادار کرد.روحش شاد
شهردار هم که از اولش نداشتیم. حالا یه شهر داریم بی شهردار و فرماندار.
امشب رفتیم کنار دریای بوشهر. با صفا بود.
آقا ما بریم.با تلفن پدر خانم کانکتیم داره خطرناک می شه:دی
شب بخیر


 

2 نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 22:40  توسط ابریمو |