تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

عکسی ازش ندارم
یه مشت خاطره کهنه هست که اون هم فراموش می شه
این اواخر حوصله ام رو سر برده بود
کم آورده بودم
خسته ام کرده بود
با وجود اینکه خیلی هم کاری به کارم نداشت ولی خودم خسته شده بودم
دیگه تحملش نداشتم
جوری شده بود که حتا هفته ای یه روز هم نمی خواستم ببینمش
الان همه چی داره تموم می شه
دیگه من باز می شم همون آدم سابق
مثلا مال خودم می شم
و از این بابت خوشحالم
تجربه بدی هم نبود
ولی هر چی که بود
خوب یا بد تموم شد
همین کافیه
عکسی ازش ندارم
یه مشت خاطره کهنه هست که اون هم فراموش می شه

خوشحالم

2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 14:30  توسط ابریمو | 

۱- سلام نلیکم
۲- میگن علی دایی تو پلی استیشن هم نمیشه تعویضش کرد
3- من که خیلی ناراحتم دایی تو بازی بعد نیست. حرکات بدون توپش حرف نداشت
4- میگن علی دایی قول داده جام جهانی بعدی جبران کنه
5- دایی شونزده هفده سال بازی کرد و نات اونلی مصدوم نشد بات آلسو عده ای هم خونه نشین کرد. حالا چطور شده بعد بازی مصدوم شده بید
6- بوای جونی خوت مث آدم خدافزی می کردی یه مراسم هم سیت می گرفتن خودت هم ایقده کوچیک نمی شدی ملت هم مجبور به خالی بندی نمی شدن
7- یک شعر

آن قصه شنیدید که در باغ یکی روز
از جور تبر زار بنالید سپیدار
کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی
از تیشه هیزم شکن و اره نجار
این با که توان گفت که در عین بلندی
دست قدرم کرد به ناگاه نگون سار
گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس
کاین موسم حاصل بود و نیست تو را بار
آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد
فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

خودوفز

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 12:59  توسط ابریمو |