تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

گوشه هایی از سفرنامه ابریمو
و چون شیخ ما بدانجای فرود بیامد و مر آنجا بلادی بود بس عظیم با مردمانی به غایت نیک اندیش. و چنان دایر بودی آن دیار که آن را دیر نام نهاده بودند. و در آن گرمسیر ، مر هوایی بس لطیف شیخ را اندیشه در سر انداخت تا گشت و گذاری بنماید. و مرکب را آراست و در شار به راه افتاد. و شیخ دیری نرفته بود که راس حیوان در گودالی فرو رفت و ما تحتش در سماوات سیر نمود. و مر شیخ را با گردن بر زمین فتادن گرفت. چون شیخ اطراف را نگریست گودالی بود بس عظیم و شیخ بازگشت و در راه بازگشت کرا و کرا حیوان را به گودال فتادن گرفت تا شیخ را خاطر رنجه آمد. و خلایق گفتند که چون خندکی برای لوله های گاز کنده شده است و آن چاله را نیک اسفالت نگشته. و این است که حیوان مدام فتادن گرفته است. چون شیخ را درد گردن کم آمد مر حیوان را آراست تا در شبی مهتابی در شار هوایی به خاطر اندازد. و شیخ از کلبه بیرون رفت. اما دیری نرفته بود که ما تحت حیوان به زمین خوردن گرفت و دو لنگش در آسمان سیاحت کرد و شیخ با پس کله بر زمین نیک مالیده گشت. شیخ را بسی خاطر رنجه آمد و عزم بازگشت کرد. و در راه هر چند گام حیوان را فتادن می گرفت و شیخ را بارها و بارها بر زمین انداخت. شیخ را بسی خاطر رنجه گشت. و خلایق را پرسید که این سیاهی که به سان سایه داربرک (تیر برق) است ولی حیوان را می آزارد چیست؟ و خلایق گفتند مر این را سرعت گیر نامند. و در دیگر بلاد پهنای آن 6 گز و بلندای آن نیم گز است و بدین دیار پهنای آن نیم گز و بلندای آن 6 گز و هیچ رنگی نیست که مر آن را با اسفالت تمیز کرد. شیخ را بسی شگفت آمد و دوربین دیجیتالی Sony S80 خود را که 4 مگاپیکسل بود و یک رم 32 مگ هم داشت و از جمهوری خریده بود از خورجین بیرون آورد و مر از آن سرعت گیر نیک عکس بگرفت و صحبتی را با صاحب بلاد خواست کرد. در آدینه ای بود که شیخ را به اتفاق کدخدای بن بست زده، دیدار صاحب بلاد میسر آمد و شیخ را باب انتقاد افتتاح افتاد که ای میرزا جهانگیر خان مر این سرعت گیر را چه باشد که ما را به کشتن همی داد؟ و میرزا چنین بگفت که مر در این بلاد مردانی باشد موتور سوار که به غایت سک (Seck) بروند و تصادف بنمایند و مرگ و میر بالا رود. مر این سرعت گیر تاثیر بسزایی در کاهش مرگ و میر داشته است و اگر چه 10 در صد مرگ و میر افتادن را بالا برده است اما 5 در صد مرگ و میر تصادف را کاسته است. و مرا یارای خراب کردن آن نیست مگر این که صبر کنی تا صاحبی دیگر بر تخت جلوس کند و آنچه من کرده ام را خراب نماید بسان من که هر چه دیگران کرده بودند را خراب بنمودم. و تو نیز ای شیخ راه خود گیر و بدینسان عادت کن. و شیخ را حرفی نیامد جز آنکه به طهران آید و وبلاگ را آپیدیت کند. و چون شیخ به زحمت یک فیلتر شکن برای بلاگفا یافت عکس را به پستی دیگر موکول نمود.
2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 17:12  توسط ابریمو |