تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

سپندار مذگان روز عشق ایرانیان

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات
hi و hello را با لهجه غليظ americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه
thanks بيش از سپاسگزارم و good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد
valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم
valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!
جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.
"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!
براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (
valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
منبع www.zendehrood.com

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 15:25  توسط ابریمو | 

1-      رییس جمهوری وارد دیر شد

2-      کشف یک معدن جدید در دیر

3-      اسکله ی عمارو رود رود

4-      امشو ساعت 19:20 فلایت دارم سی بوشهر. احتمالا محمود هم بیاد فرودگاه به استقبالم. اگه هواپیما سقوط کرد روحم اینجا رو آپدیت می کنه

5-      منتظر اخبار بعدی باشین

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 9:47  توسط ابریمو | 

اندر احوالات .......

برای ثبت نامت با مکافات

نمودم قرض با نون اضافات

کمی هم از پس اندازم به صد زور

نهادم روی آن تا چشمم هم کور

به هر بانکی در آن ایام رفتم

ز نوبنیاد تا خیام رفتم

که در پایت بریزم پول نازم

که شاید چاره دردی بسازم

زبس بودند مشتاق تو بسیار

مرا ده روز بعد انجام شد کار

گرفتم یک چک گردن کلفتی

به امیدی که آید سود مفتی

نمودم پر هزاران کاغذ و فیش

برفتم من به سوی پست تجریش

پس از ده روز اندر سوز و سرما

بشد یک ساعتی هم نوبت ما

در آنجا خواستند یک کد پستی

که بنویسم به ده حرفش درستی

تلیفون و نشانی خواست کردند

به ناگه جملگیشان راست کردند

من بی خانمان بی تلیفون

کد پستیم کجا ای بود ای عزیزجون

کند تغییر منزلگام هر روز

نباشد این نشانی بعد نوروز

بگفتم پیش پایم نه تو راهی

من مفلوک هستم خوابگاهی

بگفت از دیگران یک آدرس گیر

تلیفون و کدش بنویس آن زیر

هلویی، ماهرویی، مه جبینی

که با ما می شد او آبجی دینی

در آنجا ثبت می کرد فیش خود را

به ناگه باز کرد او نیش خود را

بگفتا ای برادر از چه نالی

مرا باشد ولنجک خونه خالی

بگیر این هم تلیفون و نشانی

کد پستی نویس آنجا که دانی

اگر خواهی که آیی گاه بر در

بزن قبلش تلیفون ای برادر

من چلمنگ گیج بی زر و سر

فقط گفتم که خیلی مرسی خواهر

کنم کوتاه قصه آخر سر

نمودم ثبت نامت روز آخر

مرا اسفند شد وصلت مقرر

دقیقا می شدش یکسال دیگر

در این یکسال در هجر تو ماندم

خیال واهی اندر سر پراندم

گهی با سود تو کشتی خریدم

گهی خود را سوار بنز دیدم

گهی یک خانه ای اندر شمیران

گهی ویلا به جنگل های گیلان

هر از گاهی یکی شرکت زدستم

بیامد بیل گیتس هم زیر دستم

گهی با دختر شاه شروسکوپ

رصد کردیم دنیا با تلسکوپ

خلاصه سود تو سودا به ما کرد

نبودی تا ببینی که چه ها کرد

به فروردین وصالت شد میسر

مرا افتاد حرص سود در سر

بگفتند قیمتت بالا رود باز

به برج دو کنم کار تو را ساز

به برج دو و سه خورد تو سر مال

من بیچاره را بد گشت احوال

به برج چار چون تالیا بیامد

دمار از روزگار ما بر آمد

کنون سیم کارت ما در زیر قیمت

بمانده همچو  ترشی تا قیامت

به هر ماهی که قبضش بر در آید

ز قلب ما همی آهی بر آید

ز آبونمان سیم کارت پلمبم

عوارض می زند هر لحظه بمبم

همی از پول زور مالیاتی

مخ ما می کند هر لحظه قاتی

که سیم کارت پلمب آخر منیژه

کجا دارد همی سرویس ویژه ؟

ز پول زور پشت من شکسته

دهم هر ماه پولش بسته بسته

ولی از بهر ثبت سیم دیگر

بریمو باز کرده قرض، جیگر

 

1-      ببخشید طولانی شد. تقصیر مخابراته. قبض موبایل که می گیری 200 تومان می دی امور مشترکین. بعد می بینی که هزینه تلفن شهری، بین شهری، جابجایی،پیام کوتاه، عوارض، آبونمان، مالیات و مهمتر از همه خدمات ویژه که اصلا معلوم نیست چی هست تو قبض هست. تک تک که نگاه می کنی زیاد نیست. ولی سرجمع می کنی می بینی کلی پول شده. یالا پول زور وده.....

2-      همه چی فیلتر. فیلتر شکن فیلتر. بلاگفا هم فیلتر ؟

3-      داره برف می باره توووووووووووپ. امشب توچال

4-      آخر هفته می آم ولات. اگه خدا زورش به بقیه بچربه شاید هم سه شنبه اومدم

5-      خودوفز

2 نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 16:58  توسط ابریمو | 

سرباز به عقب نگاه کرد
شاه مغموم در میان سپاهیان دشمن اسیر بود
اندکی تامل کرد
او می دانست که حالا تمام امید شاه به اوست
و او
اگر گامی به جلو برود وزیر خواهد شد

2 نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 10:36  توسط ابریمو | 

يره گه كار مو و تو دره بالا مي گيره
ذره ذره دره عشقت تو دلم جا مي گيره
روز اول به خودم گفتم ايم مثل بقي
حالا كم كم مي بينم كار دره بالا مي گيره
چن شبه واز مدوزم چشمامه تا صبحه به چخت
يا به يك سمت بيخودي مات ممنه و را مي گيره

چن شبه واز مث چل سال پيش ازاي مرغ دلم
تو زمستون بهنه ي سبزه و صحرا مي گيره
تا سحر جل مزنم خواب به سراغم نمي
ه
هي دلم مثل بچه بهنه بي جا مي گيره
موگومش هرچي كه مرگت چيه
؟ كوفتي! نمگه
عوضش نق مزنه
و ذكر خدايا مي گيره
پيري و معركه گيري كه مگن
حال مويه
دره كم كم اي كتاب صفحه پينجا مي گيره
هر كي عاشق
می شه پنهون مكنه مثل اويه
كه سوار شتر و پشتشه دولا مي گيره

کتا کردن دومنار تا بیخ رون مشتی عماد
دیگه مجنون توی خواب دامن لیلا می گیره

خواننده استاد محمدرضا شجریان

سلام


۱- تهرون سرد شده در حد باشگاه های اروپا

۲- الان باید از دانشجوها امتحان بگیرم بعدا می آم می نویسم

---------------------------------------------------------------------------------

3- امتحان گرفتم همشو گند زدن

4- پریروز یه اس ام اس سی رفیقمون اومد که نوشته بود شماره یک یا دو یا سه بفرست به شماره ...... نتیجه ی جالبی داره. اون هم 2 رو فرستاد و بعدش یه اس ام اس اومد که مبلغ اهدایی شما به بهزیستی 5000 تومان می باشد. ما هم به یکی دیگه از بچه ها گفتیم اینجوریه حواست باشه از این اس ام اس ها ممکن سیت بیاد. اونم گفت دیر گفتی 10000 تومان رفت تو پاچه ام.
بعدش زنگ زدیم روابط عمومی مخابرات اونا هم گفتند که از این مورد زیاد بوده و پی گیری می کنند. 
این هم یکی دیگه از شاهکارای ملت اس ام اس باز ایران.

2 نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 7:56  توسط ابریمو |