تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

تشباد سرخی می وزید.
سگ تو خیابونا پر نمی زد.
تو ظهر گرم مرداد که دل هر جونوری برای یه قطره آب له له می زد، انقدر فحشاش آبدار بود که می ارزید ساعت ها وایسی و گوش کنی تا دلت خنک شه.
       
-          الان 3 ماه دم 100 تا بانک رفتم که 200 تمن وام بدنم. بچه ام مریضن پیل ندارم ببرمش دکتر . هی امرو سوا می کنن. ای یکی هم میگه یا 50 تمنش بده سی ..........

تشباد سرخی می وزید.
سگ تو خیابونا پر نمی زد.
چشماش از نور شدید آفتاب و سوز عرق، یه کاسه خون شده بود.
 بچه ای تو بغلش بود که از تشنج می لرزید و زنی که کنارش رو اسفالت داغ نشسته بود و التماس می کرد.
 فقط چند موتورسوار که شلوارک و رکابی تنشون بود و حس کنجکاویشون گل کرده بود کنارشون ایستاده بودند.
         
-          ظاهرا بچه اش مریضه الان هم تشنج کرده. اینجا نمی تونن سیش کاری کنن. مسوولین بهداری هم می گن که باید همین الان بری 14 هزار تومن تو حساب بهداری بریزی تا آمبولانس بدیم که بچه رو ببری بیمارستان بوشهر...........

تشباد سرخی می وزید.
سگ تو خیابونا پر نمی زد.
مادری جیغ می کشید و بر سر و صورت می زد و پدری اشک ریزان جسم بی جان بچه اش رو عقب وانت می گذاشت ............

 تشباد سرخی بود...
و سگ ها همچنان تو خیابونا پر نمی زدند....

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 10:57  توسط ابریمو | 

مرا دردیست اندر دل اگر گویم جهان سوزد
وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 11:39  توسط ابریمو | 

اینجا داره برف می باره
ما الان داریم می ریم توچال. خوش به حالمون
این چند تا عکس از ولنجک گرفتم. فعلا با اینا حال کنین تا امشب

سمت چپ عکس آستین کوتاه خوشتیپ :دی مونوم او یکی عبدوه زشته

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 15:18  توسط ابریمو | 


2 نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 19:50  توسط ابریمو | 

عکس از حکیمه

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 20:55  توسط ابریمو | 

عمرم گهی به هجر و گهی در سفر گذشت       

  تاریخ زندگی همه در درد سر گذشت      

گویند اینکه عمر سفر کوته است و من       

دیدم که عمر من ز سفر زودتر گذشت     

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 8:4  توسط ابریمو | 

ایرنا: يك فروند كشتي تجاري در آبهاي ساحلي بندر دير آتش گرفت
این عکس ها یکی دو ساعت پس از آتش سوزی کشتی
 تجاری تو آب های بندر دیر گرفته شده.
اگه بخوایم بی خیال عمق فاجعه بشیم خداییش صحنه خیلی خنده داره.
کشتی وسط آب داره می سوزه. ماشین آتش نشانی باید خاموشش کنه.
 ظاهرا همه موندن که کشتی رو بیارن کنار اسکله که خاموشش کنن یا ماشین آتش نشانی رو با یه کشتی دیگه ببرن کنار کشتی. حالا کی حاضر می شه گلس ( همون بند بکسل ) بده که کشتی رو بیارن:)). راستی اگه آب ماشین تموم بشه چی ؟ آخ دیگه آب هم که نیست وسط دریا.
 بی خیال بذار بسوزه. ما که سالی چندین کشته بر اثر طوفان و نبود ناجی می دیم. اینم روش

 

 

عکاس حسین فخرایی 
 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 16:35  توسط ابریمو | 

تقدیم به حسین زیارتی
ریش تو همیشه در فزون باد
وین تارمه ی تو لاله گون باد
در دست تو بیل و آجر و سنگ
بر خانه ی تو سقف بتون باد
از بس که تو شعر غم سرودی
وبلاگ تو مفت هم گرون باد
چون حذف نظر همی نمایی
این تارمه مشتری پرون باد
آن مطلب طنز و خنده ها کو
قالب سیه و دل از چه خون باد؟
بوذر ز غمت نکرده آپدیت
پویا و عماد بی نشون باد
یا گشنگی از کمت پریده
یا کله خری ز سر برون باد
من پند دهم تو را که بشنو
دور از تو مکالمات دون باد
"یعنی چه" شده کلام نیکت
زین نیکترت بر آن زبون باد
با ما نکنی تو کلکل ای دوست
چون بینی تو چو ناودون باد
مشتی بزنم بزیر چشمت
کان چشم سیه چو غمپرون باد
ابریمو اگر چه شعر گوید
مهرت به دلش بسان جون باد

از ریویو به خاطر فیلتر شکن ممنونم
می خوام یه چرت بزنم. سر و صدا نکنینا.
2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 10:8  توسط ابریمو | 

 

 

 

 

2 نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 7:56  توسط ابریمو |