تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

بندر نجیرم

سلام
همونطور که همه می دونین تو این هفته ای که گذشت کنگره بین المللی سیراف شناسی تو بوشهر آغاز به کار کرد که امیدواریم به نتایج خوبی برسه. ستاره خانم تو وبلاگ چشم در چشم ماه یه اشاره ای به این کنگره کرده بود که ما رو وسوسه کرد تا این پست رو به بندر نجیرم اختصاص بدیم. بندر نجیرم که یکی از بنادر پر رونق تاریخی هست تو موقعیت کنونی بندر دیر قرارداشته که عرق ملی  ما باعث شد یه مقاله که دوسال قبل خونده بودم اینجا بذارم. البته آقا هوشمند و آقای ابراهیمی مقالات جامعی در مورد این بندر نوشته بودند که متاسفانه فعلا در دسترس نیست و اگه آقا مازیار لطف کنند و مقاله آقا  پرویز رو برای ما بفرستند ممنون می شیم. این مقاله هم فقط اشاره ای به این بندر کرده و متاسفانه اشاره کرده که این بندر در اطراف زیارت بوده که آقای ابراهیمی (که این نوشته رو نقد کرده بودند) و آقای هوشمند در مقالاتشان اثبات کرده اند که این بندر در دوازده کیلومتری بندر دیر کنونی قرار داشته است. شایان ذکر است که از این بندر در کتاب حدود العالم به گرمسیر عظیم یاد شده است. 

مقاله تو همشهری مورخ ۲۰ شهریور ۸۲ چاپ شده:

گروه علمي فرهنگي: راز بندر گمشده «نجيرم» در استان بوشهر به عنوان يك بندر نمونه تمدن اسلامي در مسير جاده ابريشم، گشوده مي شود.
به گزارش «ميراث خبر»، يك گروه پژوهشي متشكل از پزشكان دانشگاه علوم پزشكي بوشهر با دنبال كردن رد اين بندر در متون تاريخي و كاوش سواحل خيلج فارس از بندر «سي نيز» تا بندر «دير» سرانجام در زمستان ۸۱ به مداركي برخوردند كه نشان مي داد بندر گمشده نجيرم، زير آبرفت هاي رودخانه اي دشت غربي نهر «مند» در زيارت ساحلي بوشهر دفن شده است.
پلان كوچه ها، معابر و ساختمان هايي با كف ساروج و ديوارهاي سنگ گچي كه در ضلع جنوب غربي امامزاده زيارت ساحلي پيدا هستند تا شعاع ۶۰۰ متري اين جلگه آبرفتي گسترده شده است.
به اعتقاد كارشناسان، معماري امامزاده زيارت ساحلي با گنبدي مرتفع و هرمي شكل، يادگار معماري اسلامي در حاشيه خليج فارس است كه مشابهت هايي با مقبره دانيال نبي در شوش يا مقبره مير محله حنيفه در خارك دارد و كاوش در معماري اين امامزاده مي تواند رازگشاي معماهاي ناشناخته بندر نجيرم باشد.
سيد محمد تقي مصطفوي در كتاب اقليم فارس آورده است: بندر نجيرم در قرن چهارم هجري داراي دو مسجد بوده است و شبستان يكي از اين مساجد در سنگ كنده شده بود.
اين بندر به عنوان بندر ميانه در مسير جاده ابريشم و مسير انتهاي كاروانروهاي ايالات مركزي فلات ايران، داراي اقتصاد بازرگاني با توان بالاي داد و ستد بود و به عنوان پشتيبان بندر سيراف نقش بار انداز كالاهاي آفريقاي شرقي، اقيانوس هند و درياي عمان و آسياي جنوب شرقي را ايفا كرده است.
همچنين بنا بر نوشته هاي «محمد طاهري» در كتاب سفرهاي دريايي سلمين در اقيانوس هند، پس از ويراني سيراف، كشتي هاي غول پيكر اقيانوس پيما در اين بندر لنگر انداختند و نام ناخداهاي اهل اين بندر در تاريخ دريانوردي نگاشته شده است.
تكه سفال هاي يافت شده در حوالي بندر نجيرم از نوع لعاب صدف دار است كه با رنگ هاي آبي فيروزه اي، سبز، زرد و نارنجي نشان از سفال سازي و نوآوري ايرانيان در سده هاي دوم و سوم هجري دارد.
دكتر «ايرج نبي پور» و دكتر «سيد رضا امامي» از دانشگاه علوم پزشكي بوشهر كه گروه كاوش يافتن نجيرم را تشكيل داده و رهبري كرده اند، اميد دارند با گشودن راز اين بندر، اسرار جاده ابريشم آشكار شود.

 پ ن :

منوچهر آتشی که هفته گذشته به عنوان چهره ماندگار شعر و ادب انتخاب شد امروز یکشنبه در بیمارستان سینای تهران درگذشت. درگذشت این شاعر گرانقدر هم استانی بر همه دوستداران علم و ادب تسلیت باد.

 اين شاعر و مترجم دوم مهرماه سال ‪ ۱۳۱۰‬در بخش دهرود شهرستان دشتستان در استان بوشهر متولد شد.
آتشي درسال ‪ ۱۳۳۹‬به‌تهران آمد و در دانشسراي عالي، به تحصيل پرداخت، در مقطع كارشناسي رشته‌زبان و ادبيات‌انگليسي فارغ‌التحصيل شد.
مرحوم آتشي از آخرين شاگردان مستقيم "نيما يوشيج" بنيان‌گذار شعر نو پارسي بوده است. وي كه همواره در دهه‌هاي ‪ ۵۰ ،۴۰‬و ‪ ۶۰‬به سبك نيمايي شعر مي‌سرود در دو دهه اخير با گرايش به شعر سپيد به طرح ديدگاه‌هاي جديدي در شعر پرداخت.
"آهنگ ديگر" سال ‪" ،۱۳۳۹‬آواز خاك" سال ‪" ،۱۳۴۷‬ديدار در فلق" سال ‪۱۳۴۸‬ ،"برانتهاي آغاز" ،"گزينه اشعار" سال ‪ ۱۳۶۵‬و "وصف گل سوري" سال ‪۱۳۷۰‬ از جمله آثار اين شاعر نامدار ايران است. منبع : ایرنا

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 20:50  توسط ابریمو | 

تصور کنید

 

گشنه تون باشه

تو ترافیک باشین

دود تا ته اعماقتونو اندی کرده باشه
خسته باشین

خوابتون بیاد

40 کلیومتر از اقدسیه تا جوادیه اومده باشین

دو ساعت و نیم تو ماشین و مترو اتوبوس باشین

بعد این آقا اس فس فس بزنه بگه

بوشهرو او (OW) برد......

این یکی هم زنگ بزنه بگه

اینجا نهیب و رعد و برق و بارونه.حالت گرفته شه...

 

اگه مسلمون از این غصه دق مرگ نشه تعجب نداره؟

 

بارون هم بارون ولات خومون. هوری میریزه دو دقیقه بعد او سر ولات پیدان.

 

اینجا باروناش مث تف پیرزنیه که می زنه تا بچه چش نخوره. شوی شوی... نه بو بارون می ده. نه بو خاک بلند می شه. نه صدای شرشری می آد. نه نهیبی نه برقی. دلم سی هوای اوری خومون تنگاویده.

فردا می ریم کوه . اون بالا هوا حرف نداره. جرتو در بیت 

 

این هفته شجریان کنسرت داره. بلیط گیرم نیومد.

 

خودوفز

پ ن: بارون مدارس دیر رو تعطیل کرد

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 10:20  توسط ابریمو | 

شب سکوت کویر

ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف یار

دادو بیداد از این روزگار

ماهو دادن به شب های تار

ای بارون............

ای بارون

ای بارون

ای بارون...........

ماهو دادن به شب های تار

ای بارون

بر کوه و دشت و هامون ببار

ای بارون

 

ببار ای ابر بهار
ببار ای بارون ببار

با دلم گریه کن خون ببار

در شبای تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

ای بارون..............

دلم خون شد خون ببار

بر کوه دشت و هامون ببار

به سرخی لبای سرخ یار

به یاد عاشقای این دیار

به کام عاشقای بی مزار

ای بارون............


ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف یار

دادو بیداد از این روزگار

ماهو دادن به شب های تار

ماهو دادن به شب های تار

ماهو دادن به شب های تار ........

ای بارون.................

2 نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 12:15  توسط ابریمو | 

سلام
دیشب اومدیم تهران. قبل از اینکه بریم فرودگاه شاممون رو برداشتیم و رفتیم کنار دریای بوشهر صفا. جاتون خالی خیلی با حالش کرده بیدن. من همیشه فکر می کردیم دیر زیباترین کناردریای دنیا رو داره ولی دیشب فهمیدم که بوشهر هم بعد از دیر کناردریای قشنگی داره. به این آقا  اس پس پس زدم که تو شهرتونم دارم می رم تهرون. آقا وقتی خیالش راحت شد که مو تو مهرآبادم جوابم داد. تازه دعوت هم نکردا گفت که مو مهمون دارم. مهمونش که بید خدا می فهمه.

دیشب ساعت ۱۱ رسیدم تهران. داشت بارون می اومد. امروز خفن هوا سرد شده. نفسموش واچیندن. هر چی هر جای آدم باشه بستنی می شه. مونم یحتمل سرمایکو خوردم.

راستی عیدتون هم مبارک بید.

مو نه می تونم بپینگم نه پینگی ها رو می بینم.

2 نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:11  توسط ابریمو | 

سلام
امشب می رم اصفهان که فردا صبح با عیالات متحده راه بیفتیم بیایم بوشهر. اگه خدا بخواد بعد ۹ سال عید فطر خونه هستم. آخرین عید فطری که خونه بودم عید سال ۷۵ بود. بعدش که اومدیم تو این خراب شده نتونستیم حتا چند سحری هم کنار خونواده باشیم. مدتی هست که با اتوبوس تا بوشهر نرفتم. امسال خواهرم کنکور داشت براش دانشگاه تهران انتخاب کردم که بیاد سیم قلیه ماهی درست کنه. قلیه ماهی که گیرم نیومد هیچ هر روز هم باید برم دم در کوی ببینمش. او موقع که دیر بیدیم که ای همه دلمون سی هم تنگ نمی شد.الان هم مجبورم او با هواپیما بفرستم خوم با اتوبوس بیام.
متاهلی خرج داره دیگه باید خسیس بازی در بیاریم

چند روزه مثل آدمیزاد نخوابیدم. یعنی سر جمع تو این چند شب سه ساعت هم نخوابیدم. چند ماه قبل برای امتحان گواهینامه رفته بودم معاینه چشم همین وضعیت رو داشتم. دو سه روز نخوابیده بودم اون روز هم تا عصر پشت کامپیوتر بودم. وقتی رفتم مطب دکتر منشی رو به زور می دیدم. فهمیدم اوضاع خرابه. دیدم یه تابلو علامت های چپ راست بالا پایین نصبه.رفتم ۲۰ سانتیش وایسادم و شروع کردم به حفظ کردن جهت علامت ها. وقتی رفتم پیش دکتر بزرگترین علامت رو نشون داد و گفت که روش کدوم وره؟ گفتم بالا. بعد گفتم اون سطر آخر هم اولیش سمت پایینه. دکتر کف کرد. رو هر کدوم دست می ذاشت سطر و ستونش و می دیدم و از حفظ می گفتم. آخرش یه نگاهی به چشمهای سرخ شده ام کرد و گفت تو چشمات از حالت استاندارد هم قوی تره. کلی هم تحولیم گرفت و اگه دستش می رفت همونجا خودش گواهینماه رو می داد

این روزها کسی حال منو نگرفته من هم وقتی حالم گرفته نباشه نمی تونم چرت و پرت بنویسم. به خاطر همینه که دیر به دیر می آم.

فعلن بابای

2 نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 12:39  توسط ابریمو | 

سلام

1- شهادت حضرت علی (ع) رو به همه تسلیت می گم.
۲- پارسال مثل فردا روزی بود که من به بروسکپی رفتم. تمام خاطراتی رو که تو بروسکوپی نوشتم پاره کردم تا هیچ اثری ازش نمونه.
۳- جمعه رفتم اصفهان خوش گذرونی. کلی حال کردیم.
۴- امروز به خاطر شب های احیاء ساعت ۹ اومدیم سر کار چه حالی داد.
۵- اونایی که میخوان گوشه ای از غنای فرهنگ اصیل ایرانی رو که اینقد بهش می نازیم ببینن یه روز متروی تهران سوار شن ایستگاه توپخونه پیاده بشن.

##############################

 این مناجات حضرت علی خیلی به من حال می ده

مولای یا مولای،  انت المولا و  انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا
مولای یا مولای،  انت المالک و  انا المملوک و هل یرحم المملوک الا المالک
مولای یا مولای،  انت العزیز و  انا الذلیل و هل یرحم الذلیل الا العزیز
مولای یا مولای،  انت الخالق و  انا المخلوق و هل یرحم المخلوق الا الخالق
مولای یا مولای،  انت العظیم و  انا الحقیر و هل یرحم الحقیر الا العظیم

مولای یا مولای،  انت القوی و انا الضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی

مولای یا مولای،  انت الغنی و  انا الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی
مولای یا مولای،  انت الباقی و  انا الفانی و هل یرحم الفانی الا الباقی

مولای یا مولای،  انت الهادی و انا الضال و هل یرحم الضال الا الهادی

مولای یا مولای،  انت الرحمن و  انا المرحوم و هل یرحم المرحوم الا الرحمن
مولای یا مولای،  انت الرب و  انا المربوب و هل یرحم المربوب الا الرب

مولای یا مولای...............

 

خوش باشید. همه شب هاتون قدر باشه

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 12:36  توسط ابریمو |