|
|
بندر نجیرم |
|
|
سلام مقاله تو همشهری مورخ ۲۰ شهریور ۸۲ چاپ شده: گروه علمي فرهنگي: راز بندر گمشده «نجيرم» در استان بوشهر به عنوان يك بندر نمونه تمدن اسلامي در مسير جاده ابريشم، گشوده مي شود.
به گزارش «ميراث خبر»، يك گروه پژوهشي متشكل از پزشكان دانشگاه علوم پزشكي بوشهر با دنبال كردن رد اين بندر در متون تاريخي و كاوش سواحل خيلج فارس از بندر «سي نيز» تا بندر «دير» سرانجام در زمستان ۸۱ به مداركي برخوردند كه نشان مي داد بندر گمشده نجيرم، زير آبرفت هاي رودخانه اي دشت غربي نهر «مند» در زيارت ساحلي بوشهر دفن شده است. پلان كوچه ها، معابر و ساختمان هايي با كف ساروج و ديوارهاي سنگ گچي كه در ضلع جنوب غربي امامزاده زيارت ساحلي پيدا هستند تا شعاع ۶۰۰ متري اين جلگه آبرفتي گسترده شده است. به اعتقاد كارشناسان، معماري امامزاده زيارت ساحلي با گنبدي مرتفع و هرمي شكل، يادگار معماري اسلامي در حاشيه خليج فارس است كه مشابهت هايي با مقبره دانيال نبي در شوش يا مقبره مير محله حنيفه در خارك دارد و كاوش در معماري اين امامزاده مي تواند رازگشاي معماهاي ناشناخته بندر نجيرم باشد. سيد محمد تقي مصطفوي در كتاب اقليم فارس آورده است: بندر نجيرم در قرن چهارم هجري داراي دو مسجد بوده است و شبستان يكي از اين مساجد در سنگ كنده شده بود. اين بندر به عنوان بندر ميانه در مسير جاده ابريشم و مسير انتهاي كاروانروهاي ايالات مركزي فلات ايران، داراي اقتصاد بازرگاني با توان بالاي داد و ستد بود و به عنوان پشتيبان بندر سيراف نقش بار انداز كالاهاي آفريقاي شرقي، اقيانوس هند و درياي عمان و آسياي جنوب شرقي را ايفا كرده است. همچنين بنا بر نوشته هاي «محمد طاهري» در كتاب سفرهاي دريايي سلمين در اقيانوس هند، پس از ويراني سيراف، كشتي هاي غول پيكر اقيانوس پيما در اين بندر لنگر انداختند و نام ناخداهاي اهل اين بندر در تاريخ دريانوردي نگاشته شده است. تكه سفال هاي يافت شده در حوالي بندر نجيرم از نوع لعاب صدف دار است كه با رنگ هاي آبي فيروزه اي، سبز، زرد و نارنجي نشان از سفال سازي و نوآوري ايرانيان در سده هاي دوم و سوم هجري دارد. دكتر «ايرج نبي پور» و دكتر «سيد رضا امامي» از دانشگاه علوم پزشكي بوشهر كه گروه كاوش يافتن نجيرم را تشكيل داده و رهبري كرده اند، اميد دارند با گشودن راز اين بندر، اسرار جاده ابريشم آشكار شود. پ ن : منوچهر آتشی که هفته گذشته به عنوان چهره ماندگار شعر و ادب انتخاب شد امروز یکشنبه در بیمارستان سینای تهران درگذشت. درگذشت این شاعر گرانقدر هم استانی بر همه دوستداران علم و ادب تسلیت باد. اين شاعر و مترجم دوم مهرماه سال ۱۳۱۰در بخش دهرود شهرستان دشتستان در استان بوشهر متولد شد.
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 20:50  توسط ابریمو |
|
||
|
|
|
|
|
تصور کنید گشنه تون باشه تو ترافیک باشین دود تا ته اعماقتونو اندی کرده باشه خوابتون بیاد 40 کلیومتر از اقدسیه تا جوادیه اومده باشین دو ساعت و نیم تو ماشین و مترو اتوبوس باشین بعد این آقا اس فس فس بزنه بگه بوشهرو او (OW) برد...... این یکی هم زنگ بزنه بگه اینجا نهیب و رعد و برق و بارونه.حالت گرفته شه...
بارون هم بارون ولات خومون. هوری میریزه دو دقیقه بعد او سر ولات پیدان. اینجا باروناش مث تف پیرزنیه که می زنه تا بچه چش نخوره. شوی شوی... نه بو بارون می ده. نه بو خاک بلند می شه. نه صدای شرشری می آد. نه نهیبی نه برقی. دلم سی هوای اوری خومون تنگاویده. فردا می ریم کوه . اون بالا هوا حرف نداره. جرتو در بیت این هفته شجریان کنسرت داره. بلیط گیرم نیومد
خودوفز |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 10:20  توسط ابریمو |
|
||
|
|
شب سکوت کویر |
|
|
ببار ای ابر بهار با دلم به هوای زلف یار دادو بیداد از این روزگار ماهو دادن به شب های تار ای بارون............ ای بارون ای بارون ای بارون........... ماهو دادن به شب های تار ای بارون بر کوه و دشت و هامون ببار ای بارون ببار ای ابر بهار با دلم گریه کن خون ببار در شبای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون.............. دلم خون شد خون ببار بر کوه دشت و هامون ببار به سرخی لبای سرخ یار به یاد عاشقای این دیار به کام عاشقای بی مزار ای بارون............
با دلم به هوای زلف یار دادو بیداد از این روزگار ماهو دادن به شب های تار ماهو دادن به شب های تار ماهو دادن به شب های تار ........ ای بارون................. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 12:15  توسط ابریمو |
|
||
|
|
|
|
|
سلام دیشب ساعت ۱۱ رسیدم تهران. داشت بارون می اومد. امروز خفن هوا سرد شده. نفسموش واچیندن. هر چی هر جای آدم باشه بستنی می شه. مونم یحتمل سرمایکو خوردم. راستی عیدتون هم مبارک بید. مو نه می تونم بپینگم نه پینگی ها رو می بینم. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 14:11  توسط ابریمو |
|
||
|
|
|
|
|
سلام چند روزه مثل آدمیزاد نخوابیدم. یعنی سر جمع تو این چند شب سه ساعت هم نخوابیدم. چند ماه قبل برای امتحان گواهینامه رفته بودم معاینه چشم همین وضعیت رو داشتم. دو سه روز نخوابیده بودم اون روز هم تا عصر پشت کامپیوتر بودم. وقتی رفتم مطب دکتر منشی رو به زور می دیدم. فهمیدم اوضاع خرابه. دیدم یه تابلو علامت های چپ راست بالا پایین نصبه.رفتم ۲۰ سانتیش وایسادم و شروع کردم به حفظ کردن جهت علامت ها. وقتی رفتم پیش دکتر بزرگترین علامت رو نشون داد و گفت که روش کدوم وره؟ گفتم بالا. بعد گفتم اون سطر آخر هم اولیش سمت پایینه. دکتر کف کرد. رو هر کدوم دست می ذاشت سطر و ستونش و می دیدم و از حفظ می گفتم. آخرش یه نگاهی به چشمهای سرخ شده ام کرد و گفت تو چشمات از حالت استاندارد هم قوی تره. کلی هم تحولیم گرفت و اگه دستش می رفت همونجا خودش گواهینماه رو می داد این روزها کسی حال منو نگرفته من هم وقتی حالم گرفته نباشه نمی تونم چرت و پرت بنویسم. به خاطر همینه که دیر به دیر می آم. فعلن بابای |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 12:39  توسط ابریمو |
|
||
|
|
|
|
|
سلام 1- شهادت حضرت علی (ع) رو به همه تسلیت می گم. ############################## این مناجات حضرت علی خیلی به من حال می ده مولای یا مولای، انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا المولا مولای یا مولای، انت القوی و انا الضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی مولای یا مولای، انت الغنی و انا الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی مولای یا مولای، انت الهادی و انا الضال و هل یرحم الضال الا الهادی مولای یا مولای، انت الرحمن و انا المرحوم و هل یرحم المرحوم الا الرحمن مولای یا مولای............... خوش باشید. همه شب هاتون قدر باشه |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 12:36  توسط ابریمو |
|
||
