تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

فرياد

مشت مي كوبم بر در
پنجه مي سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من به تنگ آمده ام از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم
آي
با شما هستم
اين درها را باز كنيد
من به دنبال فضايي مي گردم
لب بامي
سر كوهي دل صحرايي
كه در آنجا نفسي تازه كنم
آه
مي خواهم فرياد بلندي بكشم
كه صدايم به شما هم برسد
من به فرياد همانند كسي
كه نيازي به تنفس دارد
مشت مي كوبد بر در
پنجه مي سايد بر پنجره ها
محتاجم
من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا بايد اين داد كند
از شما خفته چند
چه كسي مي آيد با من فرياد كند ؟

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 14:56  توسط ابریمو | 

دلم تنگ است

2 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 13:49  توسط ابریمو | 

کلو واشربو مااستطعتم من قوه

خوابگاه ما گاز نداشت
هیتر ممنوع بود
شام تخم مرغ خام می دادند

تو این دانشگاه ها و سربازخونه ها و کلا محیط های دستجمعی برخورد نامناسب، کیفیت افتضاح غذا، کمیت پایین، غیر بهداشتی بودن محیط و هزار مشکل دیگه یه طرف اونی که خیلی جلب توجه می کنه اینه که با فونت بزرگ رو یه دیوار ۵۰ متری جلوت نوشتن "کلو واشربو ولا تصرفو". یکی نیست بگه مرتیکه الاغ آخه تو چی می دی که ولاتصرفو هم می نویسی. یه دونه تخم مرغ با سیب زمینی ولاتصرفو؟

 

ماه رمضان هم مبارک
 یک نظر مستانه کردی عاقبت
عقل را دیوانه کردی عاقبت
با غم خود آشنا کردی مرا
از خودم بیگانه کردی عاقبت
|
در دل من گنج خود کردی نهان
جای در ویرانه کردی عاقبت
سوختی در شمع رویت جان من
چاره ی پروانه کردی عاقبت
کردی اندر کل موجودات سیر
جان من کاشانه کردی عاقبت
زلف را کردی پریشان خلق را
خانمان ویرانه کردی عاقبت
مو به مو را جای دل ها ساختی
مو به دلها شانه کردی عاقبت
|
در دهان خلق افکندی مرا
فیض را افسانه کردی عاقبت

2 نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 16:2  توسط ابریمو |