تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

یا مقلب القلو ب والابصار

سال نو مبارک

  

زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خورده ای داری خدا را صرف عشرت کن

که قارون را زیانها داد سودای زر اندوزی

زجام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است

که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

می اندر مجلس عاصف به نوروز جلالی نوش

که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی

2 نوشته شده در  یکشنبه سی ام اسفند 1383ساعت 15:58  توسط ابریمو |