تبليغاتX
خنیا
خنیا
ز هجر دوست در فریادم امشب. دل اندر کوره حدادم امشب. به سرو ناز مفتون باد شبگیر. بگو در دیر آبادم امشب

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشن‌های زمستانی‌ات کنند
پوشانده‌اند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند
ای گل‌‌، گمان مكن به شب جشن مي‌روي
شايد به خاك مرده‌اي ارزاني‌ات كنند
يك نقطه بيش فرق رحيم و رجيم نيست
از نقطه‌اي بترس كه شيطاني‌ات كنند
آب طلب نكرده هميشه مراد نيست
گاهي بهانه‌ايست كه قرباني‌ات كنند

فاضل نظری

2 نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 0:2  توسط ابریمو | 

بندر دير - پارک محله شهيد صدوقي

 

 

پارک محله شهيد صدوقي - بندر دير

عکس ها مربوط به ساعت ۱۱ امشب هست

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:34  توسط ابریمو | 

 

 

2 نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 8:5  توسط ابریمو |